چهار ماهگی دلبرم
یک ماه دیگر هم با تو گذشت مثل آب خوردن و تو شدی ٤ ماهه ای دلربای من... یکم آدر خاله خارجیت اومد واسه اولین بار شما رو میدید وکلی زوق کرده بودو ببین چه جوری نگاش میکردی... از شیرین کاری هات بگم: -گردنتو سفت میگیری -عاشق لوستر و سقف هستی ، آخه چه چیز عجیبی داره مامانی -تا باهات حرف میزنیم قهقه میخندی -همش شصت دست تو میخوری وای وای وای واسه همین ١٧ آذر بهت پسونک دادیم تا ترک کنی -وقتی شیر میخوری حتما باید دستت تو موهات باشه -واکسن هم زدی اخی نازی چقدر دردت اومد قربون این خنده هات برم جیگره من..... فدات شم که هر چقدر هم که ازت عکس بگیریم هیچ چیز نمیگی. این...



